X
تبلیغات
رایتل

بیشتر از هر وقت دیگری

دوشنبه 18 بهمن 1395 ساعت 08:04


من نمیدانم از  کی بود که تمام زندگانی ام را یک چیز فرا گرفت ، و بعد در هم پیچید...تو فهمیدی بودی.بعد هم از من بدت آمد.برای همین است که نمیگذارم کسی به من نزدیک شود.برای همین بود که نمیخواستم به من نزدیک بشوی.نزدیک بشوی و من راببینی و بعد متنفر شوی‌‌.برای همین است که ترجیح میدهم همه آدم ها را عاشق خودم نگه دارم و فاصله بگیرم.تا که مثل الان هی زجر نکشم.میدانی؟من از همه فاصله گرفتن هایم فقط یک هدف دارم...کمتر عذاب کشیدن...اما تو آمدی...من را دیدی...با من زندگی کردی....نقابم را کنار زدی...روحم را دیدی و پشت خنده ها و‌شیطنت هایم اشک هایم را شناختی...برای همین بود....منطقی هم هست...تو مرا میخواستی....مرا با چه میخواستی؟با همان شیطنت و خنده ها....اما من هیچوقت نمیخندم ...من آرام ترین و سکوت کننده ترین دختری هستم که خودم به چشم‌دیده ام.من بی هیجان ترین دختری هستم که میبینی.من حتی میتوانم ماه ها و ‌یا حتی سال ها  روی تختم دراز بکشم و جم نخورم.پس چرا آمدی؟چرا آمدی که من را زجر بدهی؟چرا نمیفهمی از یک جایی بود که یک ترسی آمد و  همه زندگانی ام را فرا گرفت؟ ترس از دست دادن آدم ها....ترس دوست نداشته شدن....قرار نبود من را شجاع کنی....بفهم که آدم ها را نمیشود با ترس هایشان روبرو کردن ، شجاع کرد....میبینی؟تو را دیگر ندارم و هنوز هم میترسم....بیشتر از هر وقت دیگری.‌‌‌....


+ کامنت هایی‌که مونده بودن روی میزم وقتی‌نبودم ، بی جواب‌و‌ با جواب تایید شدن...ممنون فقط.همین


نظرات (22)
سه‌شنبه 17 اسفند 1395 ساعت 07:26
وای تینا ازدست تو بااین طرز ولحن جواب دادنت به کامنتa
وای خدا عاشقتم دیگه تینا
جلبک پاسخ:
رفتم کامنتا رو دوباره خوندم ببینم کیو میگی ! :))))
دیوونه...
اعصاب نداشتم فک کنم :)))
دوشنبه 16 اسفند 1395 ساعت 05:47
یک واگویه ی دلنشین بود این،
که تهش به «ترس» رسیده بود. ترس توی دنیای ما، حضور پررنگی داره.
جلبک پاسخ:
ممنون...
همینطوره.
یکشنبه 15 اسفند 1395 ساعت 22:28
باشه ...
ولی عاشق شدن اعتماد به نفس آدمو بالا میبره !
اگه مخاطبت معشوقه ...
بنظر میاد در توصیفت یکم اغراق وجود داره ؛)
جلبک پاسخ:
عاشقی؟
من‌همیشه عاشقم...

اغراق هم یه عنصر ادبیه قشنگیه به هر حال ‌:)
یکشنبه 15 اسفند 1395 ساعت 03:47
«اما من هیچوقت نمیخندم ...من آرام ترین و سکوت کننده ترین دختری هستم که خودم به چشم‌دیده ام.من بی هیجان ترین دختری هستم که میبینی.من حتی میتوانم ماه ها و ‌یا حتی سال ها روی تختم دراز بکشم و جم نخورم»
از روی این جمله ها ،
گفتم شاید خودتو دوست نداری
چه خوب که اشتباه برداشت کردم ( ! )
جلبک پاسخ:
از روی این جمله میشه به روحیات من پی برد هیچ جاش نگفتم خودمو دوست ندارم :))
چه جالب که یه چنین برداشتی کردی و ذهن پیچیده ای داری
شنبه 14 اسفند 1395 ساعت 02:44
راستی یادم رفت بگم...
سعی کنید یکم خودتونو دوست داشته باشید ...
کلیپی موثر در این مورد نوی تلگرام دیدم
بنظرم خیلی عالیه
اگه خواستین بگین تا براتون بفرستم
متاسفانه مم خودم در این زمینه
گاهی وقتا مشکل دارم ...
جلبک پاسخ:
ممنون لازم ندارم :)

کی‌گفته خودمو دوست ندارم؟یا کم دوست دارم؟آدمی که شکلات میخوره تا بره توی سلول های بدنش خودشو کم دوست داره؟ ‌
شنبه 14 اسفند 1395 ساعت 02:25
jaleb bud
mesle neveshte haye ye ketabe vaghei ...
جلبک پاسخ:
:)
چهارشنبه 20 بهمن 1395 ساعت 18:34
آجی میشه خصوصیاتو زود به زود چک کنی؟؟؟؟
دلم پوسید خو:(((((((((((((
جلبک پاسخ:
چک میکنم و نیشم باز میشه و انرژی میگیرم کلی :)))
ولی گشادم....تو دلم جواب‌میدم انتظار دارم خودت بفهمی :))))
نه البته پیغامام مشکل‌داره یه روز باز‌میشه یه روز نه ‌:))

آجیییییه زرنج منی :))
امیدوارم به هرررر چی که دلت میخواد برسی عزیز دلم.و اینکه اهابرای یکی از پیغامات ! تلگرام داری؟
سه‌شنبه 19 بهمن 1395 ساعت 00:39
فک کنم این ترسو همه ی آدما داشته باشن
یکی بیشتر یکی کمتر
جلبک پاسخ:
منم هم عقیده م باهات !
دوشنبه 18 بهمن 1395 ساعت 20:08
خوش اومدی دوباره.
ترس از دست دادن و دوست نداشته شدن فک کنم همیشه با أدم هست.
منم تو یه سنی به خاطر همین ترس،بهترین روزامو از دست دادم.
جلبک پاسخ:
آره هست....یکی کمتر یکی‌بیشتر اما خب بستگی داره کی‌چقد بیشتر ! و اینه که پدر همرو‌درمیاره
دوشنبه 18 بهمن 1395 ساعت 17:11
سلام جلبک خانون عزیز خوشحالم که برگشتی

دل منم برای شماتنگ شده بود

ازهرچی بترسی به سرت میاد باید نترسی بقول امیرالمومنبن که میفرمایند اگر از چیزی میترسید خودتونو درون اون بندازید
جلبک پاسخ:
سلام عزیز دلم ممنون :)

اممم...خب ببین الان اصلا توی پستم منظورم این نبود.اولا اینکه از هر چی بترسی سرت میاد که خب هیچی ضرب المثله فک کنم ولی قول امیرالمومنین که گفتی منظورش چیز دیگه س ....ترس اینجا دو‌تا مفهوم جدا گونه...ترسی که توی ذات آدماست فرق میکنه با ترس های‌محیطی و اگه بخوایم‌با این‌بسنجیم که‌سرم اومد و‌دیدی که گفتم با روبرو‌ شدن با ترس‌نمیشه‌شجاع شد !
کلا دو تا مفهوم‌جدان....
دوشنبه 18 بهمن 1395 ساعت 15:59
خیلی خوب بود، یعنی خیلی خوب بیان کردی :)
جلبک پاسخ:
من قبلا فک میکردم از نظر اخلاق و روحیات درونی خیلی با هم فرق داریم‌ولی بعد فهمیدم که با کسی که مثه خودم نباشه نمیتونم ارتباط برقرار کنم و بعد ترش فهمیدم که اصن دقیقا از درون کپی برابر اصلی م....همه چی مون....و مهسا هم نیز‌! در نتیجه این پست تقدیم به‌خودم و شما دو تا :))
ضمن اینکه هر چی میگمو فقط شما و چندنفر محدود که شبیه خودمن میفهمین :)))
عادت کردین فک کنم به مدل حرف زدنم منظورمو میگیرین سریع :))
دوشنبه 18 بهمن 1395 ساعت 15:39
آخه جلبک جونم اشکم نمیاد چندروزه. اشک دونیم خشک شده.
میشه مستقیم بریم بستنی؟
جلبک پاسخ:
ینی عاشقتونم که هر‌کی میاد اینجا یه شکموی بالفطره و پایه ی دیوونه‌بازیه :++
دوشنبه 18 بهمن 1395 ساعت 15:20
سلام
چند روزه دیگه تولد یکی از عزیزانمه خوشحال میشم اگه بتونین به وبم بیاین و تولدشو تبریک بگین
دوشنبه 18 بهمن 1395 ساعت 15:18
سلام
چند روزه دیگه تولد یکی از عزیزانمه خوشحال میشم اگه بتونین به وبم بیاین و تولدشو تبریک بگین
جلبک پاسخ:
میخواستم یه چیزی بگم که دلم نیومد.هیچوقت کامنتای اینجوری رو تایید نمیکنم ولی خودم حال ندارم و تنهاکاری که میتونم کنم تایید کردنش بود که ااگه کسی حال داشت بیاد
اگه نگم میمیرم ! که چی مثلا این کارا؟کی خوشحال میشه اینطوری؟نسل شما هنوز منقرض نشده؟باور کنم دوم راهنمایی نیستی و عشقتم سوم راهنمایی نیس؟
پروردگار عاااالم !
دوشنبه 18 بهمن 1395 ساعت 15:14
میدونی که قوی ترین مامان دنیایی ؟ :)
جلبک پاسخ:
یس یس :))

:))
دوشنبه 18 بهمن 1395 ساعت 14:35
ترس داشتن باز میشه به دوش کشید ولی با ترس رو به رو شدن و بعدش که اتفاقی افتاده که نباید میفتاد از نظر خودت. خیلی وحشتناک
جلبک پاسخ:
دقیقا همینه !
دیگ فک کن یه ادم سالم میترسید قبلا و الان یه ادم تیکه‌تیکه شده و داغون‌میترسه
دوشنبه 18 بهمن 1395 ساعت 13:38
خوش برگشتی جلبک خاتون جان
سر وقت بشینم پستاتو بخونم ببینم خون به جیگرمون کردی کجا بودی ؟؟؟
جلبک پاسخ:
ممنون‌ :)))
شرمنده واقعا !
نگفتم کجا بودم....درگیر یه سری مسائل شخصی بودم
ببخشید
دوشنبه 18 بهمن 1395 ساعت 13:18
وای تینا کجا بودی این همه مدت ؟ :/ نگرانت شدم :)
دوشنبه 18 بهمن 1395 ساعت 12:59
منم صدای تو رو میگوشم خدایش به جای تابان جای تو توی استیجه
آخه این چه وعضشه ؟؟
تو چرا وسوسه کننده ترین دختر جهانی هی به عخش تو میام بلاگ اسکای
بهت گفتم پاشو بیا اینور ببرمت بندازمت تو دریا حالت جا بیاد
جلبک پاسخ:
ناااامررد صدای من شبیه صدای تابانه؟ !
نه واقعا هر کی صدای منو گوش میده بهم میگه گنجیشک بعد تو‌میگی شبیه صدای تابانه؟ :)))))
اینجا سر جمع پونزده بیست‌ نفر صدای منو به طور جدید و اولین‌بار شنیدن اگه حال دارن و هنوز مییخونن اگه گذرشون به این افتاد بیان بگن لطفا صدای من‌شبیه تاباااااانه؟ :)))

اعتراف میکنم با خوندن کامنتت عین خر‌ذوق کردم و از ته دلم قند اب شد :))
دوشنبه 18 بهمن 1395 ساعت 11:10
هیچوقتم ولمون نمیکنه مطمئن باش.
جلبک پاسخ:
پس بشینیم دوتایی زار بزنیم.موافقی؟
بعدشم بریم بستنی !
دوشنبه 18 بهمن 1395 ساعت 09:48
من هنوزم این ترس رو دارم
جلبک پاسخ:
:)
و من نیز
دوشنبه 18 بهمن 1395 ساعت 08:59
جلبک پاسخ:
:)
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)

نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد