X
تبلیغات
رایتل

اما مجبور بودم...

دوشنبه 16 اسفند 1395 ساعت 16:43
کش موهایم را سفت بستم و پاچه های شلوار لی بیچاره م را تا زانو بالا زدم.همینطور آستین های پیرهنک گشادم.پاهایم داشت از جا قطع میشد اما مجبور بودم.کل آشپزخانه را ریختم پایین.نگاهم به استکان ها بود.دنبال رد لب هایت روی تک‌تکشان گشتم و پیدایش نکردم.خدا خدا میکردم یک تار موی سیبیلت موقع چای خوردن افتاده باشد تویش..‌‌.نبود...جانم آرام گرفت و خوشحال شروع کردم ؛ به زیر لب آواز خواندن.این‌را از مادرم به ارث برده ام و وقت هایی که سرگرم کاری میشوم آواز میخوانم.‌..همان هایی او میخواند و دوستشان داشت.بعد خب ، همه ظرف ها را شستم و کف آشپزخانه را آب کشیدم و رفتم دراز کشیدم وسط هال. آمد و گفت دنبال چه میگشتی؟گفتم یک تار موی‌ سبیلش....حالش بهم خورد.
آخر ، مرد حسابی ...احمق تر و عاشق تر و دیوانه تر و حال به هم‌زن تر از من کجا میخواهی پیدا کنی برای خودت ؛ که یک تار موی سبیلت را به دنیا ندهد؟


نظرات (15)
یکشنبه 22 اسفند 1395 ساعت 14:54
این پست درد داشت
‌‌یه ادم رو انقدر نداشته باشی و برات مهم باشه که دنبال یه تار سبیلش بگردی :(
جلبک پاسخ:
چه خوشگل میفهمه همه چیو :*
چهارشنبه 18 اسفند 1395 ساعت 19:58
راستی آدرسم عوض کردما خواستی بیای نری اونور پشت در بمونی آدرس جدیدم گذاشتم.
فقط من بستنی شکلاتی میخوام.
جلبک پاسخ:
باشه حواسم هس :)))
خب کلید خصوصی ها رم بده دیگ.
بستنی شکلاتی و زار ! هر دو با هم.زرنگی؟توی شادی ها فقط با آدم میمونه :|
چهارشنبه 18 اسفند 1395 ساعت 19:56
افرین افرین همون پریسام.
همه ش نگران بستنی م بودم کی بریم حالا.
جلبک پاسخ:
:))))
نگران منم نبود.نگران بستنی ش بود :)))
چهارشنبه 18 اسفند 1395 ساعت 13:47
عاشق شدم ولی نه دیگه با این شدت
جلبک پاسخ:
عاشق‌شدن دقیقا‌به همین‌شدته
بعدشم خجالت بکش...تو این‌سن اخه؟
چهارشنبه 18 اسفند 1395 ساعت 01:06
کجا رفتی یه دفعه دخترجانم.
عجیب قابل درک بود و به دلم نشست.
جلبک پاسخ:
من والا همینجوری ام هی‌میرم‌میام ‌:))
شما همون پریسایی که رمزی مینوشت وقرار بود بریم‌بستنی‌بخوریم بعد زار‌ بزنیم با هم؟ :)
سه‌شنبه 17 اسفند 1395 ساعت 22:16
سیبیل تو فنجون چای!!
راستش یکم چندشه
جلبک پاسخ:
عاشق نشدی که....
عاشق بشی بگوزه جلوت هم عطر رایح های بهاری به مشامت میخوره
ببخشید البته ها؟خواستم عمقشو عرض کنم ختمتت
سه‌شنبه 17 اسفند 1395 ساعت 17:29
میترسم بیام حرف بزنم قدمم نحس باشه باز بری...
جلبک پاسخ:
دیوونه این چه حرفیه....
من خوددرگیری دارم...نمیتونم برم یکیوجرواجر کنم میام سر این خالی میکنم.بیا‌..خب؟
تنها بمونم میرما؟شلوغش کنین دلم خوشحال شه :)
سه‌شنبه 17 اسفند 1395 ساعت 17:04
خیلیم عاشقانه و قابل درک بود..
جلبک پاسخ:
خیلیم بله !
سه‌شنبه 17 اسفند 1395 ساعت 17:03
بهتری ؟ :(
جلبک پاسخ:
اره...
ممنون :)
سه‌شنبه 17 اسفند 1395 ساعت 14:02
قاعدتا آره وگرنه باید به اینکه چجوری ظرفارو میشوری شک میکردم
جلبک پاسخ:
به کدبانویی من شک نداشته باش :))

قبل از شستشو بوده قاعدتا !
سه‌شنبه 17 اسفند 1395 ساعت 11:38
تو کی برگشتی این همه پست گذاشتی؟ هی من اومدم هی نبودی که. راستی من قهرم. خدافظ :|
جلبک پاسخ:


سه‌شنبه 17 اسفند 1395 ساعت 07:23
سلام تینا جانم
وای ینی فقط خدا میدونه وقتی میومدم اینجا می دیدم حذف کردی وبلاگتو دلم چقد میگرفت....تورو خدا دیگه ازین کارا نکن
البته مطمئنا دلایل خودتو داشتی وبمنم ربط نداره اصن ولی خب الان مهم اینه که برگشتی ومن دلم میخوادازذوق این برگشتنتو جشن بگیرم ایشالا همیشه سلامت باشی بلامیسرجانم
جلبک پاسخ:
سلام بهارک جان دل مهربانم ‌:)
عزیزم :(
نخیرم دیگ اینقد که هر دفعه کنارم بودی واقعنی رفتی توی قلبم.همیشه هم اسمت میاد توی ذهنم.چند وقت پیش که مشهد رفتمم همینطور :)
هر دفعه هی فکر میکنم دیگ شاید نتونم با خیلیا حرف بزنم.مرسی که اومدی بهار.خیلی مرسی...خوشحالم کردی بلامیسر ‌:)
سه‌شنبه 17 اسفند 1395 ساعت 01:54
یعنی واقعا انتظار داشتی تار سیبیل پیدا کنی :/

اهنگو نمیتونم باز کنم
جلبک پاسخ:
خب‌ در درون این موضوع مبحثی نهفته ست که کسی نمیدونه ! قاعدتا جای‌لبش هم انتظار نباید داشته باشم که بمونه پس ! :دی

لینکش درسته...آهنگ خوبه من...از شاهرخ
دوشنبه 16 اسفند 1395 ساعت 20:27
ههههه سیبیل!!!!!!!!!!
خداییش پایه همه چرکولک بازیات بودما
ولی سیبیل رو نههههه


من از سیبیل متنفرم
جلبک پاسخ:
منم بدم میاد ولی وقتی هی میگی سیبیلتو بزن و نمیزنه و اگه هم بزنه کلی غر میزنه و وقتی دعواتون میشه صبر میکنه تا در بیاد و دیگه هم نمیزنه مجبوری بپذیری تا به عنوان یه نقطه ضعف ! دیگ با سیبیل ازت سو استفاده نکنه ‌:))
چیه اخه...سیبیل هم‌نیستن که....چنگیز‌خان مغولو دیدی؟همونجوری‌!
دوشنبه 16 اسفند 1395 ساعت 18:22
پس برگشتی طیناع دیوونه ی دوست داشتنی من
منم خیلی وقته که نبودم قهر بودم با همه
ایمیلمو خوندی ؟ اون وقتی که تازه رفته بودی برات فرستادم
جلبک پاسخ:
هوم ‌:)
منم قهر بودم اتفاقا :)
اره خوندم.مرسی‌ازت ...یادمه چقد خوشحال شده بودم که به یادم بودی.بیا بیا قشنگم ‌:))
جواب هم داده بودم.رسید؟
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)

نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد