X
تبلیغات
رایتل

شما را به خدا تمام کنید دیگر این حرف ها را...

جمعه 27 اسفند 1395 ساعت 12:37
شما را بخدا وقتی به یک جایی میرسید که فکر میکنید دیگر به درد هم نمیخورید ، برای هم ساخته نشدید ، لیاقت یکدیگر را ندارید و باید از هم جدا شوید و‌این برای هردوی شما بهتر است و بعد هم آرزوهای خوب و خوش خوشبختی برای هم میکنید دیگر همه چیز را رها کنید.دیگر تصوراتتان را از یکدیگر تمام کنید . دیگر دنبال خبر گرفتن از حال هم نباشید. بفهمید و با واقعیت روبرو شوید که این وسط حداقل دل یک نفر‌شکسته.ما هنوز آنقدر آدم های عاقلی نشده ایم که هر دو همزمان به این درک برسیم که‌باید جدا شویم.پس قطعا شکسته...حداقل قلب یک نفرتان بدجوری‌شکسته و باید این مسئله در ذهن هردویتان ثبت شود‌.باید یادتان بماند همیشه.اما باقی چیزها را باید فراموش‌کرد.باید ندانست کدام موزیک را هردویتان بیشتر دوست داشتید .باید ندانست کدام رنگ شال بیشتر به او می آمد و چهره مردانه ش با پیرهن چارخانه‌ی‌آبی‌رنگ چقدر جذاب تر میشد.باید از یاد برد لب پایین او وقت های خنده چگونه خم میشد و صدایش نازک تر و زیر چشم هایش پف تر.شکلات را بیشتر دوست داشت یا خرس.از عقده های کودکی او کامپیوتر و از عقده های تو ماشین کنترلی بود یا نه.وقت هایی که از سرکار به خانه برمیگشت جوراب هایش را درمی آورد یا نه و خیلی چیزهای دیگر.......اینها را باید فراموش کرد که هیچ.....تصور اینکه ‌بعد از خودتان چه میشود زندگی اش را هم‌باید فراموش‌کرد.دیگر به شما ربطی ندارد چطور میخندد.چطور یارش را وقت سرما در آغوش میگیرد.چطور وقت هایی که کابوس میبیند آرام‌ش میکند.چطور از اتفاقات روزمره با او حرف میزند و برایش آهنگ های زیبا میفرستد.چطور پیشانی اش را میبوسد و قلقلک ش میدهد.چطور خودش را هل میدهد و بوی گردن یارش را استشمام میکند و چطور کوفت و زهرمار و مرض؟
اینها را هم که فراموش کردید ، نحوه ی شکستن حصر خانگی قلبش را هم تصور نکنید....خودتان را نکشید...خودتان را زجر‌ ندهید...به خودتان را عذاب الهی وارد نکنید....به خدا که به شما ارتباطی ندارد چطور تصمیم گرفت بعد از شما فرد جدیدی را به زندگی اش دعوت کند...چطور تصمیم گرفت و کارهایی کرد تا توجه او را به خودش جلب کند.چطور ابتدای شروع چت های طولانی و حرف زدن های متمادی شان لبخند های بی اراده میزد.و چطور حتی گاهی شما او را مقایسه میکرد‌ و میگفت اوه یعس! این چقدر از او زیباتر است...این چقدر با کمالات تر و‌با شخصیت تر است.به جهنم خب.
اصلا هی بگو...بگو آن دختره ی لعنتی چقدر خوبتر از ‌من است.چقدر‌مهربان‌تر است.چقدر کوفت و زهرمار و احمق و بی فرهنگ و بیشعور و بی ریخت و بی عوضی!!! تر است‌‌ اصلا.....

نفهم...نوشتنم را هم از یادم بردی...!