آویزه ی گوش , این قسمت: چگونه از تولید موجودات تنها و افسرده جلوگیری بفرماییم!

پنج‌شنبه 11 خرداد 1396 ساعت 11:49

الزاما اون چیزی که در ذهن تو وجود داره  نمیتونه به همون صورت هم در ذهن دیگران وجود داشته باشه

و الزاما نتیجه ی هدفی که توی ذهنته ، کاری که داری انجام میدی ، چیزی که مینویسی ، حرفی که میزنی ، و یا خیلی چیزای دیگه در ذهن دیگران نتیجه ی‌مطلوب نمیده ، یا شبیه به چیزی که انتظار داشتی صورت نمیگیره.

همینه که  ، 

" اینکه نمیشه ،

خب داری انجام میدی که‌چی ، باشه بابا فهمیدیم بلدی ، باشه فهمیدیم نمیترسی

این چیزا رو چرا مینویسی ، بیا بیرون از این حال و هوا و چُ/س‌ناله ها ، دیگه تموم کن اینا رو ، 

دعا میکنم تموم شن زودتر این روزات !!!

یا ، آره تو درست میگی و تو خوبی" 

و یه همچین جمله هایی بوجود میاد....


یا قول بدیم که ذهن مون رو عادت بدیم که از جنبه های مختلف ، و چشم مون به صورت های گوناگون به یه قضیه نگاه کنه.....یا عمیقا و قلبأ باور کنیم که مغز ما توانایی و کشش چند بعدی پرداختن به موضوعی رو نداره و فقط توی یه مسیر و جهت‌کار میکنه و تنها کاری که از دستمون برمیاد تمرین و آگاهی و پختگی بیشتر و البته بستن دهان مون تا وقتی که یادبگیریم درست حرف بزنیم !

و اگر موفق شدیم این کارو انجام بدیم در واقع کمک کردیم که از یک نفر تا هزاران نفر ، کمتر احساس تنهایی و اینکه کسی اونا رو نمیفهمه بیاد سراغشون.در واقع یه جور جلوگیری از تولید آدمای تنها صورت میگیره