X
تبلیغات
رایتل

غُر + بت

چهارشنبه 17 خرداد 1396 ساعت 16:07
میگویند تهران به خون‌نشسته....
قلب من میرود از جاده های جنوبی و گذر میکند همه فاصله ها را ،
تا برسد آن جا.....برسد به خانه...برسد به کتاب نصفه و نیمه خوانده ی مادر و لیوان چای نَشُسته ی پدر ، و ردِ دست های برادر بر هارمونیکای جا مانده در کشوی سوم کمد لباس هایم........

میگویند تهرانِ من به خون نشسته ، تهرانِ من خیلی وقت است که به خون نشسته و من دارم جان میدهم اینجا از دلتنگی و نگرانی و هی لعنتی ها ! همینطور دست روی دست میگذارید؟