X
تبلیغات
زولا

سرگشاده ای برای تو ، نره غول عزیز ! به مناسبت بازگشت به خانه :)

یکشنبه 14 آبان 1396 ساعت 23:57
امروز که داشتیم امضا میکردیم و من از تمام وجودم خوشحال بودم یادت افتادم.یاد همه چیز.
میخواستم باهات حرف بزنم ولی جونشو نداشتم.میدونم که گاهی میای اینجا رو میخونی.پس بذار بگم.جدا از اینکه نوشتنِ اینجا رو به تجویز خودت برام قدغن کردی و غیر قانونی دارم میام ! ولی ممنونم ازت بابت همه ی کنار من موندنات هر چند که وظیفته! ممنونم بخاطرهمه ی کارهای اشتباهی که انجام دادی،با اینکه میدونستی اشتباهه.ولی فقط بخاطر من که بازم وظیفته! ممنونم از اینکه تحمل میکنی منو.که یادمه بهت گفته بودم من دیوونه ترین دختری هستم که میبینی و خیلی رک گفتی میدونم.که گفتم یهو میذارم میرم و گفتی میدونم‌.که گفتم ولت میکنم و میرم بی یه کلمه حرف و گفتی میدونم‌.که ولت کردم ، بی یه کلمه حرف و اومدی دنبالم که وظیفت بود! که با اینکه میدونم چقدر وابستگی عاطفی به خونوادت داری ولی باز اومدی و موندی‌‌.همه ی این مدتو....همه ی همه ش رو ‌.
که دعوا نکردی ، داد نزدی ، اون روزی که اومدی پشت در خونه و اومدم حرف بزنم گفتی چیزی نگو.خودم خواستم , باید جور دیوونه بازی هاتم بکشم.و منو لال کردی...‌....
خواستم بگم که نره غول عزیز ؛ ممنونم ازت‌.

بهمن ماه ، به طور رسمی و غیر رسمی مأموریت مون تموم میشه و برمیگردیم.