X
تبلیغات
زولا

هدیه های لعنتی کتابی....

سه‌شنبه 28 آذر 1396 ساعت 19:28

ولی نه ، شما آدم این کار نیستید.من به شما گفتم که برایم دشوار است بهتر از این توضیح بدهم.شما مرا از پا در می آورید.از پرچانگی من عصبانی نشوید.می دانید که چرا در مقابل من نباید عصبانی شد.من درست یک آدم دیوانه هستم.گذشته از این که خشم و غضب شما برای من چندان اهمیتی ندارد ، برای اینکه از کار خودم پشیمان شوم کافی است که در اتاقکم فقط صدای خش خش پیراهن شما را در خاطر مجسم کنم. و اصلاً برای چه شما به خاطر من عصبانی می شوید ، برای اینکه من خودم را بنده ی شما می نامم؟ از بندگی من استفاده کنید ، استفاده کنید دیگر ! هیچ میدانید که سر انجام ، شما را خواهم کشت؟ نه به علت حسد بردن ، و نه به خاطر اینکه دوست داشتن شما برای من ممنوع است ، نه. فقط ، خیلی ساده ، شما را برای این خواهم کشت که گاهی آرزو دارم شما را با درندگی ببلعم و از بین ببرم.